زنان ایران در عصر مغول

قسمت دوم

در قسمت قبل به وضعیت زنان در قبل از عصر مغول پرداختیم و از جنبه های مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفت. حال در این قسمت به زنان ایران درعصر مغول خواهیم پرداخت و نگاهی به اوضاع زنان در این دوره خواهیم كرد.

در لابلای قرون متمادی این تاریخ تنها به یك عصر استثنائی از لحاظ اهمیت و قدرت زن بر میخوریم و آن دوران مغول است، كه میتوان آنرا تا حدودی عصر برابری زن با مرد خواند، و این جریانی كه با ورود مغولان به ایران آن آمد و با رفتن مغولان هم از ایران رفت.
در زمان مغول بنا بر سنت و آداب و رسوم آنها زن در قبیله دوشادوش مرد كار میكرد، از حقوقی تقریبا مساوی با او برخوردار بود و هیچ فعالیتی حتی ریاست ایل، شكار وجنگ به تنهایی اختصاص به مرد نداشت شغل مرد محدود بود ولی كار زن نامحدود بود.
در زمان مغولها رسم بر این بود كه زنان متعدد می گرفتند كه بستگی به وضع اقتصادی آنان داشت و گاهی در حدود امكان سی زن اختیار میكردند. ولی همواره اولین همسر بمنزله بزرگتر سایر زنان و در مورد خوانین بمنزله خاتون مهمتر و برتر و بعدها در نزد سلاطین بمنزله ملكه بوده است.

به قدری امر تعدد زوجات طبیعی بود كه ما خیلی كم به مواردی برمی خوریم كه بین زنان یك مرد مشاجره ای یا حسادتی بروز كرده باشد، بخصوص كه مساكن و خانه های آنان از یكدیگر جدا بود، همه از حقوق مساوی برخوردار بودند، و به استثنای همسر اول هیچ یك بر دیگری برتری خاصی نداشت.
لازم به ذكر است كه در نزد خان ها گذشته از زن اول، چند خاتون دیگر نیز مقامهای اصلی و بالاتری از سایر زنان داشته اند، كه بمناسبت زیبائی و یا اهمیت سیاسی در ردیفی بالاتر از سایرین قرار می گرفتند. كه میتوان بطور مثال خان مغول را نام برد كه پنج زن اصلی و حدود500 زن عقدی و قوما (به معنی صیغه) داشته.
در زمان مغول رسم بر این بوده كه مردان بطور كلی می توانستند با بیوه های خویشان خود با ستثنای مادر، خواهر تنی، دختر وعروس ازدواج كنند. اینگونه ازدواجها رسم زناشوئی با قبایل بیگانه را برهم نمی زد. واینكه هر مردی می توانست پس از مرگ پدر زنان وی را بگیرد كه این رسمی بسیار متداول بود.

در زمان مغول مشاهد می شود كه زن یا مرد تنها به ندرت یافت می شد و در قوانین ازدواج سعی بر این بوده كه هر كس بتواند همسری با شرایط گوناگون برای خود بیابد، و بخصوص ماندن دختر درخانه پدر و به شوهر نرفتن او به هیچوجه پسندیده نبوده است بطوریكه سرنوشت هر دختری این است كه به مردی داده شود، و نه اینكه در خانه پیر گردد.
در عصر مغول آنقدر ازدواج امری مهم و غیر قابل عدول بوده است كه مردگان را نیز به عقد دیگر در می آوردند.
در عصر مغول ازدواج آداب و رسوم خاص خود را داشت كه ترتیب خاصی كه منطبق با مقتضیات وخواستهای قبیله ای بوده است:

پسران ودختران در قوم مغول خیلی زود ازدواج می كردند. و در بین سلاطین و بزرگان پس از انجام مراسم عروسی، نامه های تهنیت و سپاسگزاری بین پدران دو خانواده رد و بدل میشد.
مهریه : در سنت مغولان و دردوران اولیه حكومت آنان ما به رسم پراخت مهریه بر می خوریم.
در دوره ایلخانی و پس از رسمی شدن دین اسلام در نزد این سلسله مهریه نیز متداول گردید كه در بین سلاطین و شاهزادگان و امرا مقدار آن بسیار زیاد است. مثلا اولجایتو مهر یكی از زنان خود به نام بیلغان خاتون را نهصد هزار دینار قرارداده بود. ولی در زمان غازان خان دست به اصلاحات اجتماعی همه جانبه ای درمملكت زد یكی از موارد آن اصلاح و كاهش مهر بود كه گرفتاریهای فراوانی را برای خانواده ها ایجاد كرده بود. وی مهر را "بر نوزده دینار و نیم مقرر" كرد.

جهیزیه: در دوران اولیه مغول حكومت مغول یعنی تا قرن سیزدهم میلادی مطابق با قرن هفتم هجری رسم فرستادن جهیز همراه دختر معمول بود. كه چگونگی ونوع آن بستگی كامل به زندگی قبیله ای داشت و بر حسب ثروت قبیله و پدر متفاوت بود. بطور كلی ترتیب جهیز از این قرار بود كه عروس هنگامی كه به خانه شوهر می رفت زنی وی را همراهی می كرد كه او را اینجه می نامیدند این زن از آن پس به خانواده داماد تعلق می گرفت.
طلاق : ما در تمام متون و كتابهای متعدد به هیچ موردی كه از جدائی زن ومرد مغول با سنتهای قبیله ای اشاره ای شده باشد بر نمی خوریم. تنها ماركوپولو در سفرنامه خود اشاره می كند كه نزد تنگقوت ها اگر شوهری مشاهده كند كه زنی با سایر زنان او خوشرفتاری نمی كند و یا معایب دیگر دارد می تواند او را ازخانه بیرون كند. فقط در دوره ایلخانی و پس از اسلام آوردن ایشان طلاق نیز معمول گردید. و بخصوص غازان خان ضمن اصلاحات اجتماعی خود راه طلاق را تقریبا بی هیچ مانعی بازگذاشت.

در كل در عصر مغول زنان درمورد حقوق مادی و تملك ثروت و املاك می توانستند با مردان برابری كنند. بخصوص كه در دوران اولیه تكوین حكومت مغول در گرداندن چرخ های اقتصادی جامعه ایلی نقشی مهمتر و برتر از مردان را برعهده داشته اند.
هر زنی برای خود چادر و اسباب و اثاثه، و اموال شخصی داشت و چون مغولها زنان متعدد می گرفتند شوهر می توانست هر روز در مسكن یكی از زنان كه جدا از یكدیگر بودند به سر برد.
در زندگی زناشوئی مغولان همانطور كه چنگیز معتقد است كه "نیكی مردان از نیكی زنان معلوم شود" مساله ای كه تا امروز اعتقاد كلی بر آن است. پس می توان چنین نتیجه گرفت كه در خانواده و در سنت قبیله ای نقش اساسی متعلق به زن بوده است، هر چند كه قدرت شوهر نمودارتر و ریاست خانواده بر عهده او بوده باشد.

در مورد رفتار و منش زنهای مغول ماركوپولو كه مدتی بین این قبایل زیسته است و از نزدیك با زندگی آنان آشنائی پیدا كرده در این باره چنین اظهار نظر می كند: "زنهای تاتار از لحاظ عفت و عصمت و وفا و وظیفه شناسی در برابر شوهران تالی ندارند. بی وفائی در نظرشان عیب بزرگ اخلاقی محسوب می شود. در مقابل شوهران نیز نسبت به زنان خود صدیق و مهربانند به این جهت همیشه در خانواده ها صلح و صفا حكمفرما است. از دهان زنها هیچگاه حرف زشت شنیده نمی شود. پاكدامنی و حجب و حیایشان شایان توجه و قابل تحسین است، و خرجشان برای مردها زیاد نیست. بر عكس وجود آنها از لحاظ كارهائی كه در خانه می كنند برای مردها پردرآمد است روی همین اصل وقتی مردی زن جدیدی می گیرد به پدر زن خود هدیه ای كه همپایه جهیز است میدهد".
در پایان این قسمت می توان نتیجه گرفت كه زنان در عصر مغول از احترام و جلوه خاصی برخوردار بودند و با زنان و مردان بطور مساوی برخورد می شد.


منبع : زن در ایران عصر مغول – دكتر شیرین بیانی

لینک های مرتبط :

لینک مستقیم قسمت اول از همین مقاله


سارا .ج :: sarajoon55@yahoo.com

نظرات وارده :2



 

           

Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.