فوزیه

نگاهی به زندگی همسر اول شاه :: قسمت دوم

اشرف كه مدتها منتظر فرصت بود تا ضربه كارسازی به فوزیه وارد كند با شنیدن رابطه اشرف و تقی امامی بیشتر مترصد این مسئله بود این فرصت زمانی به دست آمد كه شبی پس از صرف شام یكی از افسران نیروی هوایی كه با دربار رابطه خویشاوندی داشت طبق درخواست اشرف در حضور شاه و فوزیه شروع به نقل خاطرات و شرح مشاهدات خود از مصر كرد البته بعد از تعریف های اولیه غلامرضا و برادرش عبدالرضا كه از رفتار متكبرانه ملك فاروق نسبت به خودشان آزرده بودند از او خواستند جزییاتی را كه در مورد فاروق می داند بگوید البته اشرف هم در جریان ازدواجش با احمد شفیق كه یك مصری بود و با مخالفت فاروق همراه بود از او كینه به دل داشت مخصوصا وقتی ملك فاروق به احمد شفیق لقب پاشا نداد این كینه بیشتر شد .... افسر نیروی هوایی آن شب مسائلی را در مورد هوسرانی و ظلم ملك فاروق برادر فوزیه می گوید كه به ملكه بر می خورد در واقع در آن مجلس آبرویی برای خاندان سلطنتی مصر باقی نماند .

آن شب اشرف هم از خانواده سطنتی مصر حتی در مورد مادر فوزیه (ملكه نازلی) حرفهایی زد كه فوزیه از جا برخواست و به طرف درب خروجی رفت و تا محمد رضا از او پرسید كه كجا می روی به حالت گریه به حرفهای اشرف اعتراض كرد و این باعث درگیری لفظی شدیدی بین اشرف و فوزیه گردید حتی كار به جایی كشید كه اشرف شمعدان بزرگ نقره را از روی میز برداشت و به طرف فوزیه پرتاب كرد روز بعد فوزیه به سفارت مصر می رود و مراتب را به صورت تلگرامی مفصل به قاهره گزارش می دهد فوزیه كه حالا پشتوانه ای در دربار شاه ندارد سی ام خرداد 1324 به طرف مصر به بهانه عوض كردن آب و هوا حركت كرد.

بعد از اینكه فوزیه وارد مصر شد دیگر به تلگراف های شاه پاسخ نداد و از بازگشتن به ایران طفره رفت شاه كه برای بازگرداندن فوزیه به تكاپو افتاده بود هر چه سعی كرد كه با فوزیه ارتباطی برقرار كند موفق نشد او 24 اسفند دسته گلی مجللی مصادف با جشن عقد كنان خودش و فوزیه همراه پیام تبریك برای وی ارسال كرد ولی باز جوابی از فوزیه دریافت نكرد.
دربار ایران به پافشاری برای برگرداندن فوزیه ادامه می دهد نماینده دربار آقای دكتر قاسم غنی به دیدار فوزیه می رود و هر چه سعی می كند نمی تواند او را راضی به برگرداندن كند او حتی از جنبه احساسی به قضایا وارد می شود و مسئله شهناز و اینكه این طفل احتیاج به مراقبت مادرانه دارد و هر روز بیشتر او را طلب می كند را پیش می كشد و اینكه وجود شهناز برای فوزیه تعهد اخلاقی پیش می آورد را مطرح می كند و از ندامت و فروتنی شاه حرف می زند و از طرف شاه می گوید هر چه ملكه بگوید شاه فرمانبردار است ولی فوزیه همچنان پافشاری در طلاق می كند حتی تلگرافی از طرف شهناز برای فوزیه فرستاده می شود ولی فوزیه آنچنان از ادامه زندگی با شاه بیزار بود كه حتی جواب دخترش را هم نداد وقتی از طرف دربار مصر تقاضای طلاق به دربار ایران داده می شود شاه باز مصرانه یك تخته قالی تبریز برای فوزیه می فرستد ولی سرانجام با وجود اصرارهای زیاد شاه دوباره فوزیه تقاضای طلاق را درخواست می كند و آندو از هم جدا می شوند بعد از طلاق هر یك از طرفین به راه خود می روند شاه بعد از سالهایی كه مجرد زندگی می كند با ثریا اسفندیاری بختیاری ازدواج می كند

اما فوزیه جهت فراموش كردن آن دوران تلخ ابتدا دست به چند سفر می زند و سپس وارد دنیای جدیدی می شود در همان اوائل كه او طلاق می گیرد مصادف با نبرد فلسطین – اسرائیل شد بین سربازان اسرائیلی زنان مسلح هم به چشم می خورند از این رو زنان و دختران مصری هم داوطلب می شوند دوش به دوش مردان اسلحه به دست می گیرند كه فوزیه هم داوطلب می شود مجلات مصری تصاویر و تفاسیر زیادی در این مورد نوشتند كه فوزیه به جبهه می رود او در لباس سربازی تفنگ بر دوش در پشت و روی جلد بسیاری از مجلات عربی زبان خود نمایی می كرد قرار شد به تمام بانوان كه برای پرستاری مجروحین جنگ ثبت نام كرده اند درجات نظامی اعطاء شود از این رو به شاهزاد فوزیه درجه فرمانده عالی سوپر كماندو را دادند.

سرانجام در ششم فروردین 1328 فوریه با اسماعیل شیرین بیگ ازدواج می كند پس از كودتای ژنرال نجیب ملك فاروق كه از سلطنت بركنار شده بود از مصر گریخت و شوهر فوزیه كه وزیر جنگ بود به زندان انداخته شد بعد از به زندان انداختن وی فوزیه فاش كرد كه ازدواج او با شیرین بیگ اجباری بود حتی وی اعتراف كرد كه دلیل طلاق او از پادشاه ایران هم به اصرار ملك فاروق بود و او نمی توانست در مقابل نظر برادرش پافشاری كند حتی مشخص شد بیشتر تلگراف های شاه به دست فوزیه نمی رسیده چندی بعد فوزیه از شیرین بیگ تقاضای طلاق كرد ولی كمی بعد اختلافات او و شوهرش رفع شد بعد از فرار برادرش فوزیه علیه ملك فاروق به محكمه های مصر و فرانسه و سوئیس و ایتالیا شكایت كرد او ادعا می كرد كه فاروق در موقع خروج از مصر معادل پنج میلیون دلار جواهرات متعلق به او و خواهرانش را همراه برده است او تقاضا كرد لااقل جواهراتی كه از ایران با خود برده به او مسترد شود بعد از یك سال و نیم از كودتای ژنرال نجیب و استقرار رژیم جمهوری در مصر هنوز ملك فاروق با پولهای خود در بانكهای خارجی مشغول عیش و عشرت در اروپا بود و خواهران او و اعضا خاندان سلطنتی مصر دچار گرفتاریهای متعددی شده و تمام ثروت و هستی اشان از تملك آنها خارج شده بود خواهران ملك فاروق كه غرق در جواهرات بودند و در قصرهای سلطنتی زندگی می كردند حالا از قصرها اخراج شده بودند و اموالشان مصادره و به حراج گذاشته شده بود حتی در جریان این حراج محمد رضا شاه هدایایی كه به فوزیه موقع تولد شهناز داده بود را باز پس گرفت هر یك از خواهران ملك فاروق در قسمتی از قاهره سكونت اختیار كرده بودند فوزیه خواهر ارشد ملك فاروق كه آن زمان 31 سال داشت پس از اخراج از كاخ سلطنتی در محله معادی قاهره خانه ای خریده و با شوهرش اسماعیل شیرین بیگ زندگی ساده ای را شروع می كند بین او و شوهرش چندی قبل اختلافاتی بود كه كم مانده بود منجر به طلاق شود ولی بعد از رفع اختلاف شیرین بیگ در جستجوی كار مناسبی برای تامین معاش خود بود در عین حال وكالت فوزیه را در دادگاهها برای دریافت قسمتی از اموال مصادره شده بعهده داشت از خواهران دیگر فوزیه در همان تاریخ فائزه كه 29 سال داشت به یونان رفت و در یك حادثه اتومبیل در شهر آتن او و شوهرش به سختی مجروح شدند وضع فائقه كه 26 سال داشت از دیگران بهتر بود چون شوهرش با ژنرال نجیب و سركردگان دولت فعلی میانه خوبی داشت او زندگی نسبتا مرفهی داشت كوچكترین خواهر فوزیه كه فتحیه نام داشت با شوهرش در آمریكا بسر می برد و وضع آنها چندان رضایت بخش نبود مادر فوزیه هم همراه خواهرش زندگی می كرد فوزیه كمی بعد به سویس رفت ...

منبع : كتاب همسران شاه نوشته بهرام افراسیابی

لینک های مرتبط :

لینک مستقیم قسمت نخست مقاله


باران موسوی :: ko_mousavi@hotmail.com

نظرات وارده :2



 

           

Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.