|
تقصیر ما عاشقی بود
شعر کوتاه
سر آغاز شب بود
ماه در میان بركه ی پر آب
جیز دیگری بود
وهم انگیز و بیقرار
و ما چشم بسته
چون شبحی خاموش
در طلب یك جرعه ی عشق
به راه بادیه می رفتیم
تمام تقصیر ما عاشقی بود
نمی دانستیم كه به سهم اندك علاقه
باید قناعت كرد
نمی دانستیم كه از پر چین شكسته
نباید لانه ساخت
باری
از مشق گریه هم گذشتیم
به صراط ایثار رسیدیم
یكی رفت و گذشت
یكی با رعد حسادت شكست
عکس از عاطفه دباغیان
بیژن صف سری :: safsari@bijan-safsari.com
نظرات وارده :3

|