زنان ایران در عصر مغول

قسمت سوم و پایانی


چنانچه در مباحث قبل ذكر كردیم زنان در عصر قبل از مغول و در عصر مغول از مقام ومنزلت خاصی برخوردار بودند ولی مقام و اهمیت زنان در عصر مغول در هر مرتبه و طبقه ای از طبقات جامعه قابل مقایسه با هیچ یك از ادوار دیگر نیست، و آن را باید دوره ای استثنایی و خاص دانست. چیزی كه در این بلاد مایه تعجب فراوان بود، احترامی كه درباره زنان خود داشتند. مقام زن در میان این مردم بیشتر از مقام مرد است و خیلی قابل احترام شمرده می شد.
زنان در دوره مغول آزادی كامل داشتند كه مذهب خود را انتخاب كنند این آزادی تا این حد بود كه میتوانستند آیینی مغایر با مذهب شوهر خود داشته باشند و مغولان تعصب دینی نداشته اند ولی گاهی اوقات پیش می آمد كه سلطان یا شخصیتی تحت تاثیر همسرش و علیرغم مذهب خود دستوراتی در این زمینه صادر كرده كه نتایج مهم سیاسی و یا اجتماعی به بارآورده است.

جا دارد كه بعنوان مثال در موردی آزادی زنان در انتخاب مذهب به این مورد پر معنی اشاره كنیم: اغورخان از اجداد ایل ایغور در دوران جوانی و درپنهانی به دین اسلام گرویده بود. هنگامی كه پدرش خان ایغور برای وی زن گرفت اغوز درصدد بر آمد كه آن زن را نیز در خفا مسلمان كند ولی او نپذیرفت و به دین خود باقی ماند. اغوز به آن زن كه مسلمان نبود توجهی نكرد، و هیچ نوع رابطه زناشوئی بین آندو برقرار نشد. سپس زن دیگری برای وی گرفتند، كه او نیز به دلیل مسلمان نبودن به سرنوشت زن همسر اول دچار شد. ولی وقتی برای بار سوم خواست ازدواج كند در خفا با دختر شرط كرد كه اگر مسلمان شود با او ازدواج میكند دختر نه به خاطر دین اسلام بلكه از آن جهت كه اغوز خان خوشش آید خواسته اش پذیرفت و مسلمان شد "دختر گفت: من خدای را نمی شناسم و نمی دانم، لیكن از سخن و فرمان تو تجاوز نمی كنم، و مطیع و منقاد امر تو باشم".

ولی بعد از مدتی كه سلاطین ایلخانی رسما" به دین اسلام گرویدند، بنابر قوانین شرع زنان ایشان نیز مسلمان شدند، و از آن زمان دیگر شوهری را نمی یابیم كه آئین وی با همسرش تفاوت داشته باشد. در تاریخ مغول مكرر دیده شده است كه زنی علیرغم ماهب شوهر، فرزندانش را به دین خود درآورده است.

همیشه در متون و منابع به ازدواجهائی كه بین سلاطین وخوانین هست بر میخوریم كه تنها دلیل آن ایجاد روابط دوستانه سیاسی بوده است، بدون در نظر گرفتن وضع زن ومرد و تناسب سنی آنان و یا تناسبهای دیگری كه می بایستی مراعات شود. این موضوع را ماركوپولو به صراحت چنین بیان می دارد:" اغلب اوقات دول تابعه به وسیله ازدواج، دختر گرفتن و دختر دادن، با یكدیگر همبستگی پیدا می كردند امپراطور با اعزام دختر و اكثر اوقات دختر خوانده خویش برای روسای دول خارجی به طریق مصاهرت، آنها را به متابعت میخواند. دختر گرفتن و دختر دادن بین خوانین مغول وسیله ائتلاف و اتحاد قسمتهای مختلف امپراطوری شمرده می شد."

مغول سنت و اهمیت زن و بر عهده داشتن نقش فعال وی درجامعه را برای ملل تحت تابعیت خود به ارمغان آورد، و هر چند كه سنت به نسبت فرهنگ و نظام اجتماعی هر منطقه ای تحول ودگرگونی یافت، معهذا به سبب قدرت واستحكام آن تا حد بسیاری به آن جوامع تحمیل گردید.
و در تمام این مسائل ایران از این وضعیت مستثنی نماند بخصوص كه حكومتهای ترك قبل از مغول كه مدت دو قرن ونیم به زندگی خود در این سرزمین ادامه دادند، از لحاظ شباهت های بسیار سنن وآداب قبلیه ای، توانستند زمینه موافق و مساعدی از لحاظ اهمیت زن فراهم آورند.
در موطن مغولها بنابر برسم جامعه ایلی زن دوشادوش مرد و برابر با او در فعالیتهای روزمره شركت داشته درگرداندن چرخهای اقتصادی مهمترین نقش را ایفا میكرده است. مادر مقام بسیار مهمی داشته كه تقریبا با پدر برابر بوده وفرزندان همسر اول، مهمترین فرزندان یك خانواده را تشكیل می دادند.

مغولها زنان متعدد می گرفتند و اولین همسر به منزله بزرگترین و مهمترین زن آنان بوده ومردان با تمام خویشان خود باستثنای مادر، خواهر، دختر وعروس میتوانستند ازدواج كنند . خواستگاری رسومی داشت و هدایائی بین طرفین ردوبدل می شد. جهیز و مهر نیز به طریق خاص متداول بود و خوانین وسلاطین همچنانكه مالك آب و خاك قلمرو خود بودند، مالك دختران و زنان ساكن در این قلمرو نیز بودند، و هر دختری را كه اراده می كردند در تملك می گرفتند.
زنان در غیاب همسران خود رئیس خانواده بودند و كارهای او را بی كم و كاست اداره میكرند و اصولا در مورد حقوق مادی و تملك ثروت و املاك با مردان برابر بودند.

از وظایف عمده زنان در مواقع عادی شركت در شوراها، انتخاب سلطان و امر جانشینی، انتخاب وزیر، شركت در جنگها، مجازات گناهكاران و از این قبیل بوده است و دارای درباری جداگانه با عواید وخزانه مخصوص بوده اند، كه عمال و كارگزاران متعددی در این دستگاه به خدمت مشغول بوده ان.
با زمینه مساعدی كه در این عصر برای جولان زنان درعرصه اجتماعی و سیاست فراهم بود به شخصیتهای بارز ومعروفی بر میخوریم كه تعداد آنان از هر دوره ای دیگر در تاریخ ایران افزونتر است.

قدرت و اهمیت زن بیش از همه در طبقات متوسط، یعنی طبقه مولد ثروت آشكار می گردد. در این طبقه نقش زن مهمتر وموثرتر از مرده بوده است. ودر اینجاست كه تقریبا" به برابری زن با مرد واقف میگردد.
با آنچه گذشت و مورد بحث قرار گرفت میتوان چنین نتیجه گرفت كه : در اثر غلبه قوم مغول بر ایران و به دنبال آن ایجاد دگرگونی های عظیم فرهنگی و اجتماعی، اهمیت وقدرت زن در تاریخ این سرزمین فزونی می یابد واوج فوق العاده می گیرد و زن كه تا آن زمان همواره نقش خود را بطور غیر مستقیم در سیاست وجامعه ایفاد می كرده، و بی باكانه و مستقیم وارد عرصه زندگی اجتماعی و سیاسی می گردد.


منبع : زن در ایران عصر مغول – دكتر شیرین بیانی

پ.ن : لینک قسمت اول مقاله
لینک قسمت دوم مقاله

سارا .ج :: sarajoon55@yahoo.com

نظرات وارده :1



 

           

Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.