حرفهای من به تو

قطعه ادبی


هنوز هم آسمان آبی ست.هنوز هم دنیا سبز است.
هنوز هم پرستوها، پر می گیرند تا بی نهایت!
درختان هنوز هم حرفی برای گفتن دارند.
پاییز آمده است. جلوه ی برگهایش را بنگر!
آن چنان مسحورت می كنند كه فراموش می كنی، بودن را!
آن چنان مسحورت می كنند كه از دست می دهی، زمان را!
آن چنان مسحورت می كنند كه فراموش می كنی، قلم را!

باید اعداد را گذشت.باید شمارش را نادیده گرفت!
باید رفت و رفت،تا به ابدیت رسید!
هنوز هم می توان زنگار دل را صیقل داد.
هنوز هم می توان سیاهی را دید ،اما در پی روشنایی بود!
هنوز هم فانوسهای آسمان نور می دهند، نمی توان آن ها را ندید گرفت.
نمی توان مهتاب را دید و الله اكبر نگفت.
نمی توان امواج را دید و دم نزد.
نمی توان رنگین كمان را دید و بی تفاوت گذشت!

تو ، اما اینك ، طرحی نو بیفكن!
تمنای بودن را بر فراخنای آسمان تكرار كن!
از ایستایی روز شمار عمر حذر كن!
هنوز هم فرصت هست،

برای گرفتن ماهی
برای كاشتن گل
برای لمس خاك
هنوز هم فرصت هست،
برای رویش دوباره
برای هم آواز شدن،با باران!

سارا سپهرین :: sara_harf_b_goftan@yahoo.com

نظرات وارده :5



 

           

Designed and Provided by Webprov.net
Copyright © 2001-2004 Sharghian Electronic magazine.  All rights reserved.